قسمت ششم

دقت در امر ریا

     بسیار پیش می آید که ما اهل ریا هستیم ولی خودمان از آن بی خبریم و این بدترین حالت است که انسان گناهکار باشد و نداند و چنین انسانی دنبال رفع عیوب خود نخواهد رفت .

     آیا شده است که در مجلسی علمی ــ خصوصا علم دین ــ سؤالی شود و شما بخاطر اینکه خود را به دیگران نشان دهید جواب سؤال را داده باشید ؟ اگر چنین بوده شما در آنجا اهل ریا بوده اید . چه بسا در بحثها انسان بدنبال نشان دادن اطلاعات خودش باشد و شیطان انسان را بفریبد که نه تو داری به دیگران کمک می کنی و این ثوابیست بزرگ ! در حالیکه تو برای خدا عمل نمی کردی .

     یکی از مسایلی که به عنوان نمونه بیان می شود مسأله ی نماز جماعت است . خوب است با این مثال عمق فاجعه را با هم درک کنیم .

     امام جماعت بودن فضیلتیست بسیار و هرچه عده ی نمازگزارانی که پشت سر امام نماز می خوانند بیشتر باشد این فضیلت بیشتر است . شیطان نیز از همین وسیله استفاده کرده به سراغ امام جماعت می رود . او برای اینکه خود را افضل نشان دهد سعی می کند کاری کند که مردم بیشتری پشت سرش نماز بخوانند . برای اینکه جمعیت بیشتر شود سعی می کند خود را به طریقی موجه تر جلوه دهد . مثلا اگر فلان عالم برجسته روزی پشت سر او نماز خوانده سعی میکند به هر نحوی شده به مردم بگوید که چه اشخاص بزرگی پشت سر من نماز خوانده اند و ... .

     همزمان شیطان امام جماعت دیگری را به طریقی دیگر اغفال می کند . می گوید برای اینکه مردم بگویند عجب آدم زاهد و وارسته ایست ، تو به مجلس کوچکی را انتخاب کن از منطقه ی پایین شهر !

     نماز گذار را هم رها نمی کند . به او می گوید برای اینکه همه بفهمند چقدر خوبی همیشه صف اول بایست ، به دیگری می گوید تو صف آخر بایست تا همه بگویند چه آدم متواضعی ! به دیگری می گوید تو نمازت را فرادی بخوان تا بگویند چه آدم پرهیزگاری که پشت سر هر کسی نماز نمی خواند و چه نماز با اخلاص و طولانی ای می خواند و هر کسی را خلاصه به شکلی .