حديث 4 - کبر و درجات آن - 2

درجات کبر –

     برای کبر دو نوع درجات می توان در نظر گرفت . نوع اول همان است که در عجب گفتیم ، یعنی کبر در اصول اعتقادات ، کبر در اخلاقیات و کبر در اعمال که هر کدام از این انواع خود به دو نوع فضایل و دوری از رذایل تقسیم می شوند . – مراجعه کنید به حدیث سوم –

     اما نوع دیگر درجات کبر عبارتند از 1- کبر به خداوند تبارک و تعالی 2- کبر به اوامر خداوند و 3- کبر بر بندگان خدا که البته نوع دوم و سوم نیز در واقع کبر بر خداوند متعال است .

     کبر بر خداوند که بدترین توع کبر است مخصوص اهل کفر و عناد است . مانند فرعون که البته در بعضی از اهل دیانت نیز ممکن است پیدا شود ! اما کبر بر انبیاء خدا نیز به کرات اتفاق افتاده است که آن نیز شامل اهل کفر و عناد است . قرآن سوره ی زخرف آیه ی هفت می فرماید :

وَ مَا يَأْتِيهِم مِّن نَّبى إِلا كانُوا بِهِ يَستهْزِءُونَ

 ولى هيچ پيامبرى به سراغشان نمى آمد مگر اينكه او را استهزا مى كردند .

     کبر به اوامر خدا در بعضی اهل معصیت پیدا می شود . ممکن است حج یا نماز را مناسب شخصیت خود نبیند و یا حجاب را برای خود تحقیر شمارد و یا مطلبی را بواسطه ی آنکه از شخص کوچکی شنیده هر چند منطقی می داند قبول نکند و حال آنکه اگر از شخص مهمی میشنید ، قبول می کرد . ممکن است نماز جماعت را بواسطه ی اینکه مسجد بزرگ نیست ترک کند و یا تدریس افراد سطح پایین را جایز نشمرد هر چند رضای خدا در آن باشد .

     کبر بر بندگان خدا مانند ترک مجالس فقرا و خود برتر بینی در رفتار و کردار در مواجهه با خدا و این کبر شامل همه ی مردم اعم از ثروتمند و فقیر نیز میشود و باید به خداوند پناه برد .

حديث 4 - کبر و درجات آن - 1

تعریف کبر –

     کبر عبارتست از حالتی نفسانی که انسان بر دیگری فخر فروشی کند و اثر آن اعمالیست که از انسان صادر می شود و آثاری که در خارج بروز می کند .

     باید دقت کرد که کبر غیر از عجب است . زیرا که عجب حالتی درونیست که انسان خودش را برتر از دیگران می داند و کبر نشان دادن این برتری و فخر فروختن است و در واقع کبر زاییده ی عجب است که به مرحله ی اجرا در آمده .

     از امام صادق (ع) پرسیدند که پست ترین درجه ی الحاد و گمراهی از حق چیست ؟ فرمود پست ترین درجه ی آن کبر است .


      راستي دوستان ، به نظر شما اين فونت بهتره يا فونت قبلي ؟ راهنماييم کنين . من از اين يکي بيشتر خوشم مياد . شما چطور ؟

ادامه ي کتاب چهل حديث از دو سه روز ديگه

     خب خدا رو شکر امتحانام تموم شد و دوران جدیدی از زندگیم آغاز شده ! به این دلیل علامت تعجب میذارم که در واقع نباید درسخوندن ما طوری باشه که فصل امتحانات داشته باشیم و باید طوری باشه که همیشه آماده باشیم . بهر حال من دارم دوران جدیدی رو تجربه می کنم .

     از چند عزیزی که کتاب چهل حدیث رو دنبال می کردن و من بواسطه ی انتخابات وبلاگ رو از اون حالت معنوی ای که داشت به سیاسی تبدیل کردم عذر خواهی می کنم و بهشون این مژده رو میدم که قبل از پایان این هفته ــ الان سه شنبس ــ دوباره به ادامه ی خلاصه کردن کتاب چهل حدیث ادامه میدهم و از اون عزیزانی هم که بخاطر مسایل سیاسی به وبلاگم سر می زدن ، می خوام که به وبلاگ جدیدم با عنوان موعود 2 که لینکشو تو وبلاگم گذاشتم مراجعه کنن . کافیه تنها یه عدد 2 جلوی موعود ــ همون آدرس قبلی ــ اضافه کنین .

     باز هم منتظر شنیدن نظرات کارگشای شما عزیزان هستم .

                                                                           التماس دعا

ويژگيهاي انتخاب نهم - دکتر علي مطهري به نقل از روزنامه ي کيهان

انتخابات نهم رياست جمهوري ويژگي هايي دارد كه به برخي از آنها اشاره مي كنيم:

1- جريان اين انتخابات به طور طبيعي و بدون آنكه برنامه ريزي شده باشد به گونه اي پيش رفت كه كانديداي پيروز مديون و وامدار هيچ فرد و گروهي حتي ساير كانديداهاي اصول گرا نيست، در نتيجه در تعيين افراد براي مناصب مختلف از استقلال رأي برخوردار خواهد بود و مسئله اي به نام جبران زحمات حاميان كه نقطه آغاز انحراف است مطرح نيست. بعد از انتخابات خرداد 76 رئيس جمهور منتخب مجبور شد براي تشكر و جبران زحمات حاميان، حدود چهل مشاور از گروه هاي مختلف براي خود منصوب نمايد و ساختمان مجهزي به اين كار اختصاص يابد و مبلغ هنگفتي هزينه شود درحالي كه فايده اندكي بر كار اكثر اين مشاوران مترتب بوده است.

2- با تدبير رهبر انقلاب اسلامي دراين انتخابات به گونه اي عمل شد تا وزن اجتماعي سياسي افراد و گروه هايي كه اصرار بر رفراندوم و تبديل جمهوري اسلامي به جمهوري داشتند مشخص شود. آنها با وجود مطرح كردن همه افكار و شعارهايشان در رد حكم حكومتي و شوراي نگهبان و پوشش اسلامي و غيره، فقط توانستند چهار ميليون رأي كسب كنند. در واقع رفراندوم انجام شد و طرفداران تغيير نظام كه متأسفانه به مدد برخي روزنامه ها از جمله روزنامه دولت در سال هاي اخير سروصداي زيادي داشته اند شكست سختي خوردند و اميد است كه ديگر اين حرف هاي خود را تكرار نكنند و به سوي نظام اسلامي و مردم بازگردند.

3- دراين انتخابات، خصوصاً در دور دوم، از سوي برخي شخصيت ها و نهادهاي اجتماعي براي مردم تعيين تكليف شد كه به فلان كانديدا رأي بدهيد و اين درحالي است كه آنها قبلا اين روش را محكوم مي كردند و مي گفتند مردم نياز به قيم ندارند و جالب است كه مردم نيز اقدام آنها را ناشي از خيرخواهي و مصلحت سنجي نمي دانستند بلكه ناشي از دشمني كور با كانديداي رقيب مي دانستند به ارشادات آنها توجهي نكردند.

4- برخي كانديداها به خيال جلب آراء بيشتر، در تبليغات خود از مسير اسلام خارج شدند، به سؤالات اساسي مانند پوشش اسلامي و روابط دختر و پسر پاسخ هاي مبهم و متشابه و دوپهلو دادند. فكر مي كردند اگر از اسلام كمتر سخن بگويند بيشتر رأي مي آورند. اشتباه آنها دراين بود كه مي پنداشتند مظاهر بي بندو باري كه به يمن تلاش اصلاح طلبان در جامعه رخ نموده است نشانه تغيير فكر و راه جامعه است، غافل از اينكه اينها مانند كف روي آب است كه نمود دارد و متن جامعه چيز ديگري است.

برخي از كانديداها تلاش كردند از راه تهييج احساسات و نه از راه تقويت تعقل بر راي مردم خصوصاً جوانان تأثير بگذارند، درحالي كه همواره دم از عقلانيت مي زنند. برگزاري كنسرت هاي موسيقي با وضع نامناسب از نظر رعايت حدود شرعي و رفتارها و معاشرت هاي غيراسلامي در داخل ستاد يكي از كانديداها نمونه هايي از اين تلاش است. نتيجه انتخابات نشان داد كه مردم تبليغات ساده و بي پيرايه و عقلاني و اسلامي را بر تبليغات مجلل و احساسي و غيراسلامي ترجيح مي دهند.

5- دراين انتخابات، برتري مردم سالاري اسلامي بر دموكراسي غربي اثبات شد. تعداد شركت كنندگان در اين انتخابات از معدل تعداد شركت كنندگان در انتخاب هايي كه در اروپا و آمريكا انجام مي شود بالاتر است. علت آن اين است كه مردم ما شركت در انتخابات را علاوه بر وظيفه اجتماعي و ملي يك وظيفه شرعي تلقي مي كنند، لذا پيرمردان و پيرزنان و افراد بيمار نيز حتي المقدور به هر زحمتي هست در انتخابات شركت مي كنند. در اينجا مردم براي شركت در انتخابات علاوه بر مسئوليت اجتماعي، مسئوليت الهي نيز احساس مي كنند و خود را در برابر خالق خويش مسئول مي دانند و اين چيزي است كه در جوامع غربي يافت نمي شود و مخصوص اجتماعات ديني است.

6- دراين انتخابات برخي كانديداها خصوصاً دو كانديداي راه يافته به دور دوم به شدت تخريب شدند و بديهي است كه اين كار با موازين اسلامي سازگار نيست و مصداق استفاده از وسيله نامقدس براي هدف مقدس است و اما درباره آقاي دكتر احمدي نژاد كه اكنون به رياست جمهوري انتخاب شده اند، اگرچه اكثر ايرادها و اتهامات آنقدر سخيف است كه ارزش مطرح شدن و پاسخگويي ندارد ولي دفع چند شبهه ضروري است.

يكي از ايرادهايي كه به آقاي احمدي نژاد گرفتند ناتواني از جمع كردن گروه ها و گرايش هاي مختلف سياسي در دولت آينده و ايجاد وفاق است. اين يك اتهام بيش نيست. همين كه از چپ و راست در مقابل ايشان صف آرايي كردند، دليل براين است كه او نه چپ است و نه راست و تعصب گروهي در مشرب وي جايي ندارد. بعلاوه ايشان همواره تاكيد كرده اند كه ملاك، خدمتگزاري و تقوا و تخصص و پايبندي به اهداف انقلاب اسلامي است. قطعاً افرادي با اين شرايط از گرايش هاي مختلف سياسي در دولت وي حضور خواهند داشت.

ايراد ديگري كه وارد كردند نداشتن سابقه طولاني مديريت است. اين ايراد -نستجيربالله- به سيره مديريت و رهبري پيغمبر اسلام نيز وارد است كه در روزهاي آخر حيات مباركش اسامه بن زيد، جوان هجده ساله را به فرماندهي سپاه اسلام كه عازم مرزهاي روم بود برگزيد و همه را از جمله بزرگان، به اطاعت از او فرمان داد.

ايراد ديگر آن است كه گفتند اگر وي رئيس جمهور شود آزادي هاي اجتماعي و فرهنگي را محدود خواهد كرد. جواب اين است كه ملاك براي همه ما عمل به اسلام است. راه حل ها را اسلام مشخص كرده است. اسلام از يك سو تجسس را در امور مردم نهي كرده و اصل را بر برائت قرار داده است، لذا ما مأمور به تجسس در اعمال و احوال مردم نيستيم، و از سوي ديگر با تجاهر به فسق مخالفت نموده و براي مقابله با آن، وظايف مختلفي به عهده مردم و دولت اسلامي نهاده است كه طبعاً وظايف دولت توسط افراد معين آموزش ديده و آشنا به مصالح اسلامي و با نرمي و ملاطفت و با هدف انسان سازي و نه انتقام گيري صورت مي گيرد. مهم اين است كه ما اصل امر به معروف و نهي از منكر را با بصيرت و آن گونه كه اسلام خواسته است عمل كنيم كه يك راه معتدل و يك اصلاح مستمر براي جامعه و موجب برتري امت اسلامي نسبت به ساير امتهاست. درباب كتاب و فيلم و نمايشنامه نيز معيارهاي اسلامي مشخص است. تا آنجا كه ميدان تفكر و انديشه است، آزادي محفوظ است اما آنجا كه پاي آسيب ديدن اخلاق و آرامش رواني جامعه در كار است اسلام محدوديت قائل شده است كه هر عقل سليمي مي پذيرد.مگر اينكه به راه حل هاي اسلامي اعتقاد نداشته باشيم و اسلام را صرفاً رابطه اي قلبي ميان فرد و خداي او بدانيم. اساساً افراد و گروه هايي هستند كه چنان از اجراي دستورات و راه كارهاي اسلامي مي ترسند كه - به قول عاميانه- جن از بسم الله، درحالي كه اين امر ناشي از شناخت ناقص آنها از اسلام است. عملكرد جناب آقاي احمدي نژاد در شهرداري تهران نشان مي دهد كه ايشان يك روش معتدل در مسائل فرهنگي و اجتماعي دارند.

ايراد آخري كه وارد كردند، آن است كه گفتند رئيس جمهور بايد تجربه كافي داشته باشد تا مسائل مهمي مانند انرژي هسته اي را بهتر حل و فصل كند. پاسخ اين است كه رئيس جمهور دراين گونه مسائل بيشتر نقش سخنگو و اعلام كننده نظر نظام را دارد و تصميم را كل نظام اتخاذ مي كند، بنابراين تجربه او دخالتي در پيشرفت كار ندارد، لذا رئيس جمهوري با تجربه كمتر اما با ويژگي هاي برتر ديگر اصلح است.

سخن آخر اينكه از نظر نگارنده همه كانديداها از روي احساس تكليف و انجام وظيفه و با تصور اصلح بودن وارد ميدان رقابت شدند. درعمل به تكليف شكست معني ندارد. از ديدالهي همه كانديداها پيروز شدند چون به تكليف خود عمل كردند و البته آنها كه در جريان تبليغات خود از موازين اسلامي خارج نشدند، پيروزتر هستند.

 

هشت سال با خاتمي - 2

     روز بروز که از دولت خاتمی میگذشت یه چیز واسه ما روشن تر میشد و اون اینکه خاتمی به ارزشهای نظام وفاداره و هدفش خدمت به اسلام و ایرانه و خواستار احیای اون ارزشهاییه که به نظر خودش در جامعه رنگ باخته .

     اما خاتمی به نظر من یه ضعف بزرگ داشت . او آدم جذابی بود ، اما قدرت دفع از خودشو نداشت و بهمین دلیل خیلیا خودشونو بهش نزدیک کردن که به اون اصولی که خاتمی بهش معتقد بود معتقد نبودن . از بین گروههای 18 گانه ی دوم خردادی ــ که بعدا چند تایی هم بهش اضافه شدن ــ فقط چند گروه با خاتمی همراه بودن و به اصولش وفادار . مثه مجمع روحانیون مبارز . اما بسیاری از گروهها صرفا از خاتمی یه سنگر ساخته بودن تا به اهداف خودشون برسن و همینها بودن که بعدا تئوری نافرجام عبور از خاتمی رو می خواستن پیاده کنن .

     تا قبل از انتخابات مجلس ششم ، تحولات مثبتی در دولت در حال انجام بود . دولت خاتمی بر خلاف دولت هاشمی نقد پذیر و باز بود و اون فضای بسته ی سیاسی در زمان خاتمی به مراتب باز تر شد . البته در اینکه باز بودن فضای سیاسی بیشتر به نفع خود دوم خردادیا بود ، شکی نیست ، اما به هر حال نمیشه این دستاورد بزرگ رو نادیده گرفت .

     اما با روی کار اومدن مجلس ششم که یه مجلس کاملا افراطی و حزبی بود اوضاع دقیقا در خلاف جهتی پیش رفت که دوم خردادیا می خواستن . البته اون زمان اونا خیلی خوشحال بودن ولی ضعفهای بارز مجلس ششم و البته شوراهای اول ، بدون شک از بزرگترین عوامل شکست اصلح طلبان در ادامه بود .

     مجلس ششم با رویکردی حزبی ، مصالح مردم رو فدای مصالح حزبی کرد . تمام مشکلات مردم خلاصه شد در مشکلات احزاب مشارکت و سازمان مجاهدین . در این درگیری های بین مجلس ششم و شورای نگهبان ، چیزی جز فرصت سوزی عاید کشور نشد .

     مجلس ششم با ارائه طرحهایی که عمدتا در جهت تضعیف نظام بود ــ مثل پیوستن به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان یا منع شکنجه علیه زندانیان سیاسی (!) ــ از هدف اصلی مجلس که بیان مشکلات عموم مردم و نه خواص هست ، دور شد و این دور شدن باعث شد تا رویکرد مردم به اصلاح طلبان دچار خدشه ای جدی بشه .

     خاتمی در دور دوم هم تونست رأی بالایی بیاره . البته نه به نسبت قبل . حدود نیمی از مردم در دوره ی دوم خاتمی بهش رأی ندادن که این خودش حرفای زیادی داشت . اینبار دولت خاتمی تماما به یه دولت حزبی بدل شد . چون اون زمان با وجود مجلس پنجم که از جناح مقابل بود ــ که هر چند انتقاد به اون مجلس هم زیاده ــ خاتمی مجبور بود دست به عصاتر حرکت کنه . اما اینبار یه مجلس تقریبا یک دست در اختیار اونا بود و برای همین دستشون باز تر بود . خیلی از مردمی که به خاتمی رأی داده بودن فکر می کردن که اینبار خاتمی بهتر می تونه کار کنه . اما کارنامه ی دور اول خاتمی به مراتب قوی تر از دور دومش بود . شاید بتونیم بگیم ، اون چیزایی که به عنوان دستاوردهای دولت اصلاحات ازش یاد میشه ، اکثرا بر می گرده به دور اول .  

آفرين بر مردم ايران

     امروز چهارم تیر ماهه و روزی با شکوه در تاریخ انقلاب . روزی که مردم تصمیم مهمی رو گرفتن و با این انتخابشون خیلی چیزا رو مشخص کردن . این انتخابات چه از نظر کیفی و چه از نظر کمی واقعا بی نظیر بود .

     بی شک جدا از عنایات الهی و همت مردم ، هوشیاری و درایت رهبری ، نقش مهمی در این امتحان بزرگ ایفا کرد . اون روزی که رهبری به شورای نگهبان طی اون حکم ، تأیید صلاحیت معین رو خواستار شدن ، در جامعه ی ما لااقل سه تفکر پیدا شد . یه جریان مثه محمد رضا خاتمی معتقد بودن که رهبری بخاطر فشار افکار عمومی تن به این کار دادن ! جریان دوم معتقد بودن با اینکار ایشون می خوان مشارکت حداکثری رو تحقق ببخشن و تفکر سوم هم که خودم هم جزو اون دسته هستم ، معتقدن که ایشون بخاطر فشار مخالفین اینکارو نکردن و مشارکت حداکثری هم منظور اصلیشون نبوده بلکه هدف ایشون بهانه ندادن به دست مخالفین بوده و بعد مشارکت حداکثری .

     محمد رضا خاتمی تو فیلم تبلیغاتی معین می گفت که ما حکم حکومتی رو قبول نکردیم ! ــ پس معین چطوری تأیید شد ؟! اگه شما اینکارو قانونی نمیدونین با اومدن معین عملا مهر تأییدی بهش زدین . شترسواری که دولا دولا نمیشه ! ــ بعدش گفت به ما گفتن شما که از شورای نگهبان نمی تونین بگذرین ، پس به چه دردی می خورین که گفت حالا ما از شورای نگهبان گذشتیم ، پس می تونیم ! محمد رضا خاتمی دلیل تأیید معین رو فشار افکار عمومی جامعه که تا اون موقع شاید فکر می کرده مثلا بالای 20 میلیونه (!) ، بوده . سؤال من اینه که این فشار افکار عمومی چرا تو انتخابات مجلس هفتم باعث نشد که کاندیداهاشون که خودشم جزوشون بود ، تأیید بشن ؟ اونا حتی اون زمان تحصن کردن و بسیاری از مدیران اجرایی هم تهدید به استعفا کردن ، اما خبری از افکار عمومی نبود با اینکه اون جنجال چند روزی طول کشید . حالا به فاصله ی کمتر از 24 ساعت ، چطور شد که این فشار افکار عمومی باعث تأیید معین شد ! من فکر نمی کنم که این تحلیل منطقی باشه کما اینکه نتیجه ی انتخابات وزن سیاسی حزب مشارکت رو نشون داد و با 4 میلیون رأیی که جالبه 5/1 میلیونشو از استانهای مرزی و اقلیتها (!) بدست آوردن ، نشون دادن که هدف از این تأیید نه فشار افکار بوده و نه مشارکت حداکثری .

     اما بیایم فرض کنیم که معین رو تأیید نمی کردن . فکر می کنین چقدر این انتخابات رو قبول می کردن ؟ الان که معین بوده و از سلایق مختلف هم نامزد داشتیم و رئیس جمهور و وزارت کشور که منسوب به خودشونه هم صحتشو تأیید کردن ، باز من تو محافلشون میشنوم که انتخابات رو آزاد ندونستن ! وای بحال اونروزی که معین رو تأیید نمی کردن . با اینکه حرفشون باز هم خیلی خریدار نداشت ولی بهر حال فعلا بهونه از دستشون گرفته شد .

     امروز وزن دوم خردادیا برای مردم بهتر مشخص شد و عملا یه بار دیگه صحت انتخابات دور اول تأیید شد . با یه محاسبه ی سرانگشتی به این نتیجه میرسیم که مجددا فقط 4 میلیون به توصیه ی احزاب مشارکت و نهضت آزادی و سازمان مجاهدین و کلیه ی حامیان معین به آراء هاشمی اضافه شد . یعنی تقریبا به همون اندازه ای که دور اول دوم خردادیا رأی آوردن . و قابل توجه اون عده ای که در دور اول آراء اصلاح طلبا رو مجموع آراء معین ، کروبی ، مهرعلیزاده و هاشمی دونسته بود و گفته بود ما پیروز شدیم !

     امروز با این اختلاف قاطع بیش از 7 میلیون ، مشخص شد که احمدی نژاد به حق به این مرحله اومده بوده  و نشون داد که مردم فریب کسانی رو که هر روز بخاطر منافعشون ، زبون گزندشون رو به جون یه نفر میندازن ، نمی خورن . مطمئنا این تخریبها بیشتر باعث شناخته شدن احمدی نژاد شد و مظلومیتشو بیشتر نشون داد . کسی که تو این دوسال هیچ کس جز خدمت چیزی ازش ندیده بود . اونایی که ناجوانمردانه بهش تهمت تحجر ، فاشیست بودن ، ارتجاع و ... رو زدن ، بیشک امروز بزرگترین شکست خورده های انتخاباتن .

     از همین امروز سنگ اندازیها با ایجاد تشنج در بورس تهران آغاز شده . اونایی که با اومدن احمدی نژاد منافعشون به خطر افتاده ، یه لحظه آروم نخواهند نشست . پس بر ماست که بیدار باشیم و فارغ از هرگونه تفکر سیاسی ، کسی که بخاطر ایران داره زحمت می کشه رو کمکش کنیم . امروز احمدی نژاد رئیس جمهور همه ی ماست .

هشت سال با خاتمي - 1

     هشت سال پیش ، موقعی که خاتمی کاندیدا شده بود ، اوضاع خیلی فرق می کرد . هاشمی و کارگزاران 8 سال علیرغم کارهای خوب و زیر بنایی ای که انجام داده بودن ، به علت تبعیض و ایجاد اختلاف طبقاتی ، باعث رنجش مردم شده بودن . به عنوان کسی که از اون زمان چیزایی یادمه ــ که مسلما  خالی از اشتباه هم نیست ــ می دونم که جناح راست اون زمان به همراه کارگزاران یه مجموعه ی ضعیف ایجاد کرده بودن و مردم نیازمند یه هوای تازه بودن .

     خاتمی با چهره ای متفاوت ، با شعارهایی متفاوت و نگرشی متفاوت وارد عرصه شد . من خودم به شخصه اون زمان دفعه ی اولم بود که اسم خاتمی رو میشنیدم هر چند که بعدا فهمیدم قبلا عهده دار مسئولیتهای فرهنگی بوده .

     همزمان که خاتمی اومد و حرف از تحول زد ، طبق معمول یه عده در برابرش قد علم کردن . این یه اصل مهم تاریخیه که همیشه کسی که حاکمه ، طالب تغییر وضع موجود نیست ، مگر اینکه اهل تقوی باشه و ایمان . متأسفانه یا خوشبختانه این قد علم کردن هم به شیوه ای مبتدیانه انجام پذیرفت و حاصلش اون اختلاف حدود 14 میلیونی آراء شد .

     البته ناگفته نماند که بعضی از اون شایعاتی که برای خاتمی می گفتن واقعا در دستور کار اطرافیانش بود که به موقش در موردش صحبت می کنیم .

     وقتی خاتمی اومد ، من خودم به عنوان عضوی از خانواده ی شهید که معتقد به اصول نظام و رهبری هستم و همه ی اونایی که مثه من فکر می کردن ، دچار یه نگرانی شدید شدیم . و چون با افرادی از قشر نسبتا مرفه جامعه یا متوسط به بالا و معمولا کم اعتقادتر به نظام ، برخورد داشتم و با توجه به اون شایعات ــ که البته من نفوذیها رو هم بی تقصیر نمی دونم توش ــ فکر می کردم که تمام ارزشهای انقلاب داره از بین میره .

     اون اوایل یادمه رادیوهای بیگانه و اونایی که مخالف جمهوری اسلامی بودن ، سعی می کردن خاتمی رو ، رو در روی نظام قرار بدن . یادمه اون اوایل خاتمی یه مصاحبه ای داشت با کریستین امانپور که اومده بود اول با خاتمی مذاکره کنه و بعد با کلینتون برای بستر سازی برقراری رابطه ی ایران و آمریکا ، خاتمی یه سوتی داد و وقتی اون خانوم از خاتمی در مورد تسخیر لانه ی جاسوسی پرسید ، خاتمی گفت ما از اون قضیه متأسفیم ! وقتی اون خانوم رفت با کلینتون ، مصاحبه کرد ، من یاد قضیه ی حکمیت افتادم . اول اون خانومه با خاتمی مصاحبه کرد و خاتمی از موضع تنش زدایی ــ بخونین ضعف ! ــ صحبت کرد و وقتی نوبت کلینتون شد ، از موضع قدرت صحبت کرد . یادمه تو همون روزا ، رهبری یه سخنرانی کردن و این جمله ی حضرت امام رو تأکید کردن که تسخیر لانه ی جاسوسی ، انقلابی مهمتر از انقلاب اول بود . خوشبختانه خاتمی این اشتباهشو فهمید و دیگه تکرار نکرد .

احمدی نژاد ؛ مردی از جنس مردم

     گفتگوی ویژه ی خبری دیشب ، یه مهمون عزیز داشت . یه مهمون از جنس مردم . کسی که خودشو نوکر و خدمتگزار مردم می دونه . کسی که ظرف این دو سه روز کوهی از تهمتها ، ناملایمتیها و مصائب رو تحمل کرده . کسی که جرمش سازش نکردن با آقازاده هاست .

     احمدی نژاد تو صحبتاش هم اتهاماتی رو که بهش نسبت داده بودن پاسخ داد و هم برنامه هاشو گفت . او وعده ی اینو داد که تو دولتش فضای همدلی رو ایجاد می کنه . و چقدر بی انصافن اونایی که صرفا بخاطر اینکه احزاب خاصی الان مخالف احمدی نژادن ، تمام این خوبیاشو فراموش می کنن .

     میگن اگه احمدی نژاد بیاد ، جوونا باید موهاشونو کوتاه کنن و خانوما حتما چادر بپوشن ! اما او معتقده که این توهین به شعور ملته که چنین شایعاتی رو پخش کنیم . یعنی مشکل بزرگ مملکت ما موی جووناشه ؟! چقدر بی انصافی آخه .

     احمدی نژاد میگه 60 درصد فضاهای ورزشی ای که تو تهران ساخته اختصاص به خانوما داره ، بعد میگن اون نگاه طالبانی به خانوما داره و می خواد پیاده رو ها رو زنونه ــ مردونه کنه !

     میگه نامه ای منسوب به انصار حزب الله برای مردم در تعداد وسیع پخش کردن که اگه احمدی نژاد بیاد با بدحجابی برخورد قاطع می کنیم و بعد شماره ی فاکس ستاد هاشمی رو برگه ها بوده ! و .... . و چه دردناکه که همزمان با پخش برنامه ی گفتگوی ویژه ی امشب برق چند استان قطع میشه !!!

     متأسفانه برای من بسیار درد آوره که با قشری همصحبتم که اکثرا دانشجو هستن ولی اسیر این شایعات میشن . یا واقعا نمی دونن و اسیر شایعات میشن و یا می دونن و خودشون رو به نادونی می زنن .

     بیایم واقع بینانه به قضیه نگاه کنیم که این احمدی نژاد مگه چی داره که هنوز نیومده همه ی احزاب دست به دست هم دادن و اومدن طرف هاشمی ! از ضد انقلاب و رادیوهای بیگانه گرفته تا احزاب مشارکت و سازمان مجاهدین و آقای معینی که روز اعلام نتایج انتخابات با عجله و از روی قهر انتخابات رو تحریم می کنه ولی بعد به دستور حزبش تصمیم به شرکت در انتخابات به نفع هاشمی می کنه و حتی خواستار تعویق انتخابات برای فرصت بیشتر برای تخریب احمدی نژاد میشه !

     اونایی که خدا رو قبول دارین ، اونایی که معتقدین فردای قیامت باید جواب پس بدین ، اینکه امروز احمدی نژاد بیاد یا هاشمی یا هر کس دیگه ، تموم میشه ، اما فردای قیامت بخاطر تهمتها ، بخاطر تحلیلهای مغرضانه ، پخش شایعات و ... مسئولیم . ظاهرا در حدیثه که بدبخت کسیه که دینش رو به دنیاش بفروشه و بدبخت تر کسیه که دینشو به دنیای دیگری بفروشه !

     احمدی نژاد تنها میاد که فضای همدلی بین آحاد مردم ایجاد کنه و جلوی تقسیم ناعادلانه ی ثروت رو بگیره .