تأملی بر چهل حدیث امام خمینی (ره) ــ حدیث 3 – عجب

قسمت اول

تعریف عجب

     عُجب عبارتست از بزرگ شمردن عمل صالح و خوشحال شدن به آن و خود را از حد تقصیر خارج دانستن . البته خوشحال شدن بواسطه ی عمل صالح با تواضع و فروتنی نه تنها عجب نیست ، بلکه کار پسندیده ای است .

     عجب نیز مانند ریا در سه مقام قرار می گیرد . اول در عقاید ، دوم در اخلاق و سوم در اعمال .

     برای عجب مراتبی است . مرتبه ی اول که از همه بدتر است اینست که انسان بخاطر اعمالش مغرور شود و بر خداوند منت بگذارد . یعنی فکر کند که با نمازی که می خواند ، با نذری که می دهد و ... دین خدا را رونق داده !

     مرتبه ی بعدی آنست که خود را محبوب خداوند بداند و هرگاه اسمی از اولیاء خدا برده می شود خود را در زمره ی آنان شمارد هر چند ممکن است بواسطه ی ریا ، تواضع کند !

     گاه ممکن است انسان بواسطه ی اعمالش خود را طلبکار خداوند بداند و چنین پندارد که بهشت بر او واجب است . و بالاخره مرتبه ی چهارم آنکه خود را بهتر از مردم ببیند . اعمال ناقص خود را بی عیب و اعمال مردم را ناقص بداند .

تأملی بر چهل حدیث امام خمینی (ره) ــ حدیث 2 – در معنی ریا و درجات آن

قسمت آخر

     در حدیثی از امیرالمؤمنین (ع) نقل شده که فرموده اند : " سه نشانه است برای ریا کار ؛ وقتی مردم را می بیند ، خوشحال است . وقتی تنهاست احساس کسالت می کند و دوست دارد که مردم خوبیهای او را نقل کنند . "

     گاه انسان در دل خویش حس می کند در تنهایی رغبتی به عبادت ندارد ، اما در جمع نمازهای طولانی را با نشاط خاصی می خواند و شاید شیطان چنین القاء کند که تو در اجتماع به این دلیل با نشاط عبادت می کنی که باعث ترغیب مردم به عبادت شوی و این خود عبادتی دیگر است ! باید مواظب بود و از مکر شیطان به خدا پناه برد .

     اما باید توجه داشت اخلاص کامل مخصوص بندگان خاص خدا و اولیاء الله است و چه بسا اموری که برای ما امری پسندیده و خالص به حساب بیاید برای آنها گناه و شرک باشد ! مطالبی که تا کنون گفته شد مربوط به نهایت اخلاص بود . اما برای رسیدن به آن مراحل باید بسیار مواظب نفس بود و بتدریج به آن مرحله رسید . در حدیثی داریم که شخصی از امام محمد باقر (ع) در باره ی مردی پرسید که وقتی کار نیکویی می کند و شخصی می بیند خوشحال میشود . حضرت فرمود که اشکالی ندارد . همه دوست دارند وقتی کار خوبی را البته نه برای مردم انجام می دهند دیگران ببینند .

     با توجه به احادیث قبل معلوم می شود که منظور حضرت از همه ، مردم عادیست و گرنه در مقام اولیاء چنین کاری نیز شرک است .

                                              والسلام

امــدادهای غیبی از راههای غیبــی ــ  تفسیری بر آبه های 2و3 سوره ی مبارکه ی طلاق

وَ مَن يَتَّقِ اللَّهَ يجْعَل لَّهُ مخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْث لا يحْتَسِب وَ مَن يَتَوَكلْ عَلى اللَّهِ فَهُوَ حَسبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَلِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكلِّ شىْء قَدْراً

و هر كس تقواى الهى پيشه كند خداوند راه نجاتى براى او فراهم مى كند و او را از جائى كه گمان ندارد روزى مى دهد ، و هر كس بر خداوند توكل كند كفايت امرش را مى كند ، خداوند فرمان خود را به انجام مى رساند ، و خدا براى هر چيزى اندازه اى قرار داده است .

     در حديثى از ابو ذر غفارى نقل شده كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلّم) فرمود : من آيه اى را مى شناسم كه اگر تمام انسانها دست به دامن آن زنند براى حل مشكلات آنها كافى است ، پس این آیه را تلاوت فرمود و بارها آن را تكرار كرد .

روح توکل

منظور از توكل بر خدا ، اين است كه انسان تلاشگر كار خود را به او واگذارد و حل مشكلات خويش را از او بخواهد ، خدائى كه از تمام نيازهاى او آگاه است ، خدائى كه نسبت به او ، مهربان است ، و خدائى كه قدرت به حل هر مشكلى دارد .

كسى كه داراى روح توكل است ، هرگز ياس و نوميدى را به خود راه نمى دهد ، در برابر مشكلات احساس ضعف و زبونى نمى كند ، در برابر حوادث سخت ، مقاوم است ، و همين فرهنگ و عقيده چنان قدرت روانى به او ميدهد كه مى تواند بر مشكلات پيروز شود ، و از سوى ديگر امدادهاى غيبى كه به متوكلان نويد داده شده است به يارى او مى آيد ، و او را شكست و ناتوانى رهائى مى بخشد .

در حديثى از پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله وسلّم) آمده است كه فرمود :

حقيقت توكل اين است كه انسان بداند : مخلوق ، نه زيان مى رساند ، و نه نفع ، و نه عطا مى كند و نه منع ، چشم اميد از خلق برداشتن ( و به خالق دوختن ) هنگامى كه چنين شود ، انسان جز براى خدا كار نمى كند ، به غير او اميد ندارد ، از غير او نمى ترسد ، و دل به كسى جز او نمى بندد ، اين روح توكل است .

در حديثى مى خوانيم كه پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلّم) در شب معراج از پيشگاه خداوند سؤال كرد : پروردگارا ! چه عملى از همه اعمال برتر است ؟

خداوند متعال فرمود : چیزی در نزد من افضل و برتر از توكل بر من ، و خشنودى به آنچه قسمت كرده ام نيست .

تفسیر نمونه ــ آیه های 2 و 3 سوره ی مبارکه ی طلاق

ای گنهکاران چرا نا امیدید ؟ ــ تفسیری بر آیه ی 53 سوره ی مبارکه ی زمر

قُلْ يَعِبَادِى الَّذِينَ أَسرَفُوا عَلى أَنفُسِهِمْ لا تَقْنَطوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوب جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ

بگو : اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده ايد ! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مى آمرزد .

     این آیه یکی از امیدبخشترین آیات قرآن در مورد پذیرفتن توبه است . حضرت علی (ع) می فرمایند : در تمام قرآن آيه اى وسيعتر از اين آيه نيست . دقت در نکات زیر بسیار جالب است .

1 - تعبير به يا عبادى ( اى بندگان من ! ) آغازگر لطفى است از ناحيه پروردگار .

2 - تعبير به اسراف به جاى ظلم و گناه و جنايت نيز لطف ديگرى است .

3 - تعبير به على انفسهم كه نشان مى دهد گناهان آدمى همه به خود او باز مى گردد نشانه ديگرى از محبت پروردگار است همانگونه كه يك پدر دلسوز به فرزند خويش مى گويد اينهمه بر خود ستم مكن !

4 - تعبير به لا تقنطوا ( مايوس نشويد ) با توجه به اينكه قنوط در اصل به معنى مايوس شدن از خير است به تنهائى دليل بر اين است كه گنهكاران نبايد از لطف الهى نوميد گردند .

5 - تعبير من رحمة الله بعد از جمله لا تقنطوا تاكيد بيشترى بر اين خير و محبت مى باشد .

6 - هنگامى كه به جمله ان الله يغفر الذنوب مى رسيم كه با حرف تاكيد آغاز شده و كلمه الذنوب ( جمع با الف و لام ) همه گناهان را بدون استثنا در بر مى گيرد سخن اوج مى گيرد و درياى رحمت مواج مى شود .

7 - هنگامى كه جميعا به عنوان تاكيد ديگرى بر آن افزوده مى شود اميدوارى به آخرين مرحله مى رسد .

8 و 9 - توصيف خداوند به غفور و رحيم كه دو وصف از اوصاف اميد بخش پروردگار است در پايان آيه جائى براى كمترين ياس و نوميدى باقى نمى گذارد .

     با این اوصاف آیا باز هم جایی برای نا امیدی باقیست !!!

                                                                         ــ تفسیر نمونه ، سوره ی زمر ، آیه ی 53 ــ

تأملی بر چهل حدیث امام خمینی (ره) ــ حدیث 2 – در معنی ریا و درجات آن

قسمت ششم

دقت در امر ریا

     بسیار پیش می آید که ما اهل ریا هستیم ولی خودمان از آن بی خبریم و این بدترین حالت است که انسان گناهکار باشد و نداند و چنین انسانی دنبال رفع عیوب خود نخواهد رفت .

     آیا شده است که در مجلسی علمی ــ خصوصا علم دین ــ سؤالی شود و شما بخاطر اینکه خود را به دیگران نشان دهید جواب سؤال را داده باشید ؟ اگر چنین بوده شما در آنجا اهل ریا بوده اید . چه بسا در بحثها انسان بدنبال نشان دادن اطلاعات خودش باشد و شیطان انسان را بفریبد که نه تو داری به دیگران کمک می کنی و این ثوابیست بزرگ ! در حالیکه تو برای خدا عمل نمی کردی .

     یکی از مسایلی که به عنوان نمونه بیان می شود مسأله ی نماز جماعت است . خوب است با این مثال عمق فاجعه را با هم درک کنیم .

     امام جماعت بودن فضیلتیست بسیار و هرچه عده ی نمازگزارانی که پشت سر امام نماز می خوانند بیشتر باشد این فضیلت بیشتر است . شیطان نیز از همین وسیله استفاده کرده به سراغ امام جماعت می رود . او برای اینکه خود را افضل نشان دهد سعی می کند کاری کند که مردم بیشتری پشت سرش نماز بخوانند . برای اینکه جمعیت بیشتر شود سعی می کند خود را به طریقی موجه تر جلوه دهد . مثلا اگر فلان عالم برجسته روزی پشت سر او نماز خوانده سعی میکند به هر نحوی شده به مردم بگوید که چه اشخاص بزرگی پشت سر من نماز خوانده اند و ... .

     همزمان شیطان امام جماعت دیگری را به طریقی دیگر اغفال می کند . می گوید برای اینکه مردم بگویند عجب آدم زاهد و وارسته ایست ، تو به مجلس کوچکی را انتخاب کن از منطقه ی پایین شهر !

     نماز گذار را هم رها نمی کند . به او می گوید برای اینکه همه بفهمند چقدر خوبی همیشه صف اول بایست ، به دیگری می گوید تو صف آخر بایست تا همه بگویند چه آدم متواضعی ! به دیگری می گوید تو نمازت را فرادی بخوان تا بگویند چه آدم پرهیزگاری که پشت سر هر کسی نماز نمی خواند و چه نماز با اخلاص و طولانی ای می خواند و هر کسی را خلاصه به شکلی .

 

 

تأملی بر چهل حدیث امام خمینی (ره) ــ حدیث 2 – در معنی ریا و درجات آن

قسمت پنجم

مقام سوم ــ ریا در اعمال و عبادات

     این ریا معمولا شایعتر است و لزوم دقت و توجه به آن از همین منظر پررنگ ترست . در واقع شیطان از راهی برای جهنمی کردن انسان وارد می شود که در واقع باید راه بهشتی شدن او باشد . بدین معنی که عبادات اگرچه برای رسیدن به خداست ، در صورت دخالت ریا باعث جهنمی شدن انسان می شود در حالیکه خودمان بی خبریم . در سوره ی مائون می خوانیم :

فَوَيْلٌ لِّلْمُصلِّينَ ــ الَّذِينَ هُمْ عَن صلاتهِمْ ساهُونَ ــ الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ

پس واى بر نمازگزارانى كه نماز خود را به دست فراموشى مى سپارند . آنها كه ريا مى كنند . چنانکه می بینید بر نمازگزارنی که اهل ریا هستند عاقبت وخیمی وعده داده شده است .

تأملی بر چهل حدیث امام خمینی (ره) ــ حدیث 2 – در معنی ریا و درجات آن

قسمت چهارم  

مقام دوم ــ ریا در مقام خصلتها

     گاه انسان در داشتن یک خصلت خوب و یا دور بودن از یک خوی نکوهیده دچار ریا می شود . اگر چه که انجام این ریا به وخامت ریا در اصول اعتقادات نیست ، اما بازهم مداومت بر این ریا انسان را در زمره مشرکین قرار میدهد چرا که عمل او از برای خدا نیست و یا حداقل تنها برای خدا نیست و دیگری را نیز شریک در عمل خویش قرار داده است . دلی که باید تنها جایگاه حق تعالی باشد برای دیگری مهیا کردن گناهی بس بزرگ است . در حدیث قدسی آمده است که " زمین و آسمان آیینه ی جمال محبوب نیست ، تنها قلب مؤمن چنین جایگاهی دارد . " پس در حرم الهی دیگری را جای ندهیم .

قلب مؤمن ، ناموس الهیست

     خداوند در حدیثی قدسی می فرماید " ای پسر آدم همه چیز را برای تو آفریدم و تو را برای خودم " پس من و شما و دلهایمان جزوی از ناموس الهی هستیم و نباید به ناموس الهی پرده دری کنیم . حق تعالی نسبت به نوامیس خود غیور است . درست است که او ستار العیوب است ، اما پوشاندن عیوب برای کسیست که از حد نگذرانده باشد ، در چنین صورتی خداوند او را رسوای خاص و عام می کند .

تأملی بر چهل حدیث امام خمینی (ره) ــ حدیث 2 – در معنی ریا و درجات آن

قسمت سوم

تصرف قلبها تنها با اذن خداست

     باید دانست که خداوند مالک همه چیز است و همه چیز تنها به اذن او جاریست . نفوذ در دلهای مردم نیز همینطور . انسان ریا کار می پندارد که با خودنمایی می تواند در دل مردم جا باز کند ، اما خداوند کاری می کند که بین مردم رسوا می شود . خداوند تا جایی عیوب را می پوشاند که از حدش نگذشته باشد ، پس از آن چنان او را رسوا می کند که زحمات یک عمرش به باد فنا می رود .

اخلاص

     آنچه که عمل ما را پیش خداوند مورد قبول قرار می دهد اخلاص در عمل است . امری که هرچند به فرموده ی اهل بیت از خود عمل سخت تر است اما باید سرلوحه ی کار ما قرار گیرد و تا می توانیم در اعمالمان خالص باشیم و بدانیم که با اخلاص بر خدا یا فرستاده های او یا اولیاء خدا منتی نگذاشته ایم و بلکه آنها که ما را به راه راست هدایت کرده اند بر ما منت دارند . پس همواره باید خداوند را بخاطر عباداتمان شاکر باشیم .

تأملی بر چهل حدیث امام خمینی (ره) ــ حدیث 2 – در معنی ریا و درجات آن

قسمت دوم

ایمان غیر از علم است

     باید دانست که ایمان به خداوند غیر از علم به اوست . چه بسا کسی عالم به این باشد که خداوندی هست و بهشت و دوزخی هست اما مؤمن نباشد . نمونه ی آن شیطانست که با وجود علم به وجود خداوند و آنهمه عبادات و مشاهده ی ملکوت قرآن او را کافر خطاب می کند . سوره ی بقره ، آیه ی 34 می فرماید :

وَ إِذْ قُلْنَا لِلْمَلَئكَةِ اسجُدُوا لاَدَمَ فَسجَدُوا إِلا إِبْلِيس أَبى وَ استَكْبرَ وَ كانَ مِنَ الْكَفِرِينَ

و هنگامى كه به فرشتگان گفتيم براى آدم سجده و خضوع كنيد ، همگى سجده كردند جز شيطان كه سر باز زد و تكبر ورزيد ( و به خاطر نافرمانى و تكبر ) از كافران شد !

     پس باید چیزی از عقاید را که با عقل بدان علم پیدا می کنیم با قلب نیز تسلیم آن شویم تا به اطمینان برسیم و گرنه چنانچه گفته شد علم تنها باعث ایمان نمی شود . ایمان با مداومت بر عمل به علم حاصل میشود . تمام عبادات برای اینست که انسان در مقام عمل تسلیم امر پروردگار شود .

در وخامت امر ریا

     انسان ریا کار در واقع عقاید خویش را بجای اینکه به دست خدا بسپارد به دست شیطان سپرده و عملی را که باید تنها برای خدا خالص گرداند ، شیطان را نیز در آن شریک گردانیده و مسلّم است که چنین عملی مقبول درگاه احدیت نخواهد بود . پس بخاطر یک محبوبیت جزئی بین بنده های خدا ، آتش قهر و انتقام خدا رو برای خود نخریم .

تأملی بر چهل حدیث امام خمینی (ره) ــ حدیث 2 – در معنی ریا و درجات آن  

قسمت اول

ریاء و درجات آن

     ریا عبارتست از نشان دادن و وانمود کردن چیزی از اعمال نیکو و خصلتهای پسندیده یا عقاید خوب به مردم برای منزلت پیدا کردن در قلوب آنها و مشهور شدن بین آنها به خوبی بدون قصد صحیح الهی و آن شامل سه مرحله است و هر مرحله شامل دو درجه .

مقام اول ــ ریا در اصول عقائد

     بدترین ریا ، ریا در اصول عقائد است . یا ممکن است انسان اظهار عقائد و معارف الهیه کند برای اینکه بین مردم به دینداری مشهور شود و یا اینکه خود را در مقابل مردم از عقیده ی باطلی دور نشان دهد .

     کسی که مرتکب این ریا میشود اگر واقعا بدانچه میگوید معتقد نباشد در زمره ی منافقینست و باید تا ابد در آتش جهنم بماند و چنانچه معتقد باشد ولی بخواهد با ابراز این عقاید در دل مردم جا باز کند با اینکه منافق نیست ، اما این ریا نیز باعث میشود تا بتدریج نور ایمان از دل او برود . چنین شخصی در ابتدا به شرک خفی مبتلاست زیرا بجای اینکه اعتقاداتش فقط برای خدا باشد ، برای بندگان خدا نیز هست .

تأملی بر چهل حدیث امام خمینی (ره) ــ حدیث 1 – مبارزه با نفس

قسمت پنجم ــ ( قسمت آخر )

     گاه ملکات رذیله سبب می شوند که انسان ایمانش را نیز از دست بدهد . حسد و حب دنیا در روایات از آن جمله اند . و انسانی که بی ایمان از دنیا برود جایگاهش جهنم ابدیست . آنجا عذاب عین عمل ماست ، هر کاری کرده ایم دقیقا همان را می بینیم . پس باید مواظب باشیم که چکار انجام می دهیم .

     پس از شناخت عیوب و ملکات رذیله و پی بردن به اینکه عذاب خدا ما فوق تصور انسان است ، باید به رفع این معایب همت گماشت . روشی را که اهل سلوک به ما آموختند اینست که برای مدتی بر خلاف همان رذیله عمل شود تا بتدریج ان شاء الله آن خوی ناپسند از مملکت قلب ما خارج شده و جنود رحمان جایزگین آن گردند .

     مثلا یکی از این ملکات رذیله که رسول اکرم (ص) طی حدیثی از آن به شدت نهی فرموده و بیان کرده اند که شامل شفاعت ما نمی شود جدال است . برای ترک آن لازمست انسان همواره مواظب باشد تا در هنگام مباحثه ی علمی کارش به جدال نکشد و چنانچه دید طرف مقابل صحیح می گوید او را تصدیق کند و همچنین چنانچه دید که حق با خودش است اما بازهم کار به جدال می کشد ، او دست بردارد که پیامبر اکرم (ص) فرمودند کسی به ایمان واقعی می رسد که چنانچه حق با اوست باز هم گذشت کند .

                                                            پایان حدیث اول

تأملی بر چهل حدیث امام خمینی (ره) ــ حدیث 1 – مبارزه با نفس

قسمت چهارم  

     انسان مجاهد همواره باید در حال موازنه باشد و آن بدین معناست که که منافع و ضررهای هر یک از اخلاق فاسد را با هم مقایسه کند و ببیند که آیا یک عمر ولو طولانی همراه با شهوات و خوشیها و بدور از ناملایمتیها قابل مقایسه با عذاب ابدی هست یا نه ؟

     با مراجعه به ادعیه ی ائمه ی اطهار (ع) و احادیث موثقی که از ایشان نقل شده و البته با مراجعه و تدبر در قرآن کریم ، این نکته بر هر اهل تفکری قابل درک است که عذاب جهنم را نتوان با چیزی مقایسه کرد . از بزرگترین عذابهایی که در ذهن انسان قابل تصور است نیز بزرگتر است .

     وقتی خداوند در قرآن کریم از عذاب قیامت به عظمت و شدت یاد می کند ، خداوندی که عظمتش غیر قابل تصورست ، بسیار واضح است که چه عذاب عظیمیست . در سوره ی حج آیه ی 2 می فرماید :

يَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كلُّ مُرْضِعَة عَمَّا أَرْضعَت وَ تَضعُ كلُّ ذَاتِ حَمْل حَمْلَهَا وَ تَرَى النَّاس سكَرَى وَ مَا هُم بِسكَرَى وَ لَكِنَّ عَذَاب اللَّهِ شدِيدٌ

روزى كه آنرا مى بينيد ( آنچنان وحشت سر تا پاى همه را فرا مى گيرد كه ) مادران شيرده ، كودكان شيرخوارشان را فراموش مى كنند ، و هر باردارى جنين خود را بر زمين مى نهد و مردم را مست مى بينى ، در حالى كه مست نيستند ، ولى عذاب خدا شديد است !

 

تأملی بر چهل حدیث امام خمینی (ره) ــ حدیث 1 – مبارزه با نفس

قسمت سوم

     بهشت و جهنم مراتبی دارد . کمترین مرتبه ی آن همان چیزی است که بیشتر شنیده ایم و دریافته ایم که از تحملمان خارجست . همان آتش و خوردنیها و نوشیدنیهای وحشتناک . اما این همه ی عذاب نیست و حور و نهرهای بهشتی هم همه ی پاداش نیست . این بهشت و جهنم ، بهشت و جهنم عمل ماست نه چیزی فراتر از آن . عین عمل است . مرحله ی بعد پاداش و عذاب اخلاقیست و مرحله بعد و والاترین مرحله پاداش و عذاب لقاء و فراق است و آن عبارتست از رسیدن به رضایت خدا و نزدیکی و قرب به ذات او و یا تحمل درد دوری از خداوند تبارک و تعالی . همچنانکه در دعای کمیل می خوانیم : " گیرم بر عذاب تو صبر کنم ، بر فراقت چگونه صبر کنم !!! " .

     پس باید دانست که با معصیت خدا تنها خود را از رحمت او محروم می کنیم و خود را سزاوار تحمل عذابهایی می کنیم که آسمانها و زمین از تحمل آن عاجزند و اگر اهل عرفان و سلوک چیزی گویند که هضم آن برای ما مشکل بود آنرا بدون علم رد نکنیم که آنها مسلما آن چیزی را که بیان می کنند با چشم دل دیده اند و مدرکی مستدل برآن دارند و رد کردن بی علم و مدرک ما رد کردن خداست .

     انسان دارای یک سری صورتهای ظاهریست و یک سری صورتهای ملکوتی . صورتهای ظاهری تنها مربوط به همین دنیاست و با رفتن از این جهان از بین می روند و در عوض صورتهای ملکوتی ممکن است تا در این دنیا هستیم پی به آنها نبریم . گویند در روز قیامت انسان با صورت ملکوتی خود ظاهر می شود . اگر قوای باطنیش انسانی باشد ، انسان محشور می شود و اگر صفات رذیله ملکه ی او شده باشد به صورت حیوانی و یا ترکیبی از چند حیوان بر انگیخته می شود !

     شرع مقدس دستور به کنترل قوا و شهوات داده نه سرکوب آنها ، چرا که هر قوه ای که خداوند در وجود بشر آفریده از برای حکمتی بوده و منافعی داشته ، اما این انسان است که باید بر آنها کنترل داشته باشد .

     از دیگر اموری که برای مبارزه با نفس لازمست ، جلوگیری از پرواز خیال به طرف امور باطل است . امری که در ابتدا شاید بواسطه ی وسوسه های شیطان بزرگ جلوه کند اما باید روی آن کار کرد .

تأملی بر چهل حدیث امام خمینی (ره) ــ حدیث 1 – مبارزه با نفس

  قسمت دوم 

     نکته ی دیگری که راهگشای اهل سلوکست ، تذکر است و آن عبارتست از این که انسان همواره یاد آوری نکاتی را نماید که او را به خداوند نزدیک می کند . ذکر نعمتهای بی حد و حصر الهی یکی از آنهاست . به این بیندیش که فطرت پاک بشر در مقابل هر احسان و نیکی حکم به سپاسگذاری می کند و هر چه این نعمت بزرگتر باشد این حالت تواضع نیز بزرگتر است . حال با ذکر این همه نعمتهای الهی که شمارش کلیات آن از عهده ی عالمیان خارجست آنهم در حالیکه او به هیچ چیز نیازی ندارد و احسان او تنها از سر لطف است ، فطرت خویش را دریاب و ببین که آیا تو را جز به شکرگذاری و اطاعت به چیزی فرا می خواند ؟!

     و از جمله اموری که انسان را به خضوع وا میدارد ، عظمت شخص یا شیئیست که در مقابل ماست و باز هر چه این عظمت بیشتر باشد خضوع او بیشتر است . حال اگر به عظمت ذات الهی بیندیشیم آیا می توانیم خاضع و فرمانبردار نباشیم ؟!

     و نیز در حضور افراد بیشتر از غیاب آنها احترام می گذاریم . چه بسا فردی را پشت سر تحقیر می کنیم و در حضورش تعریف ! اما از خدایی که همه جا حاضر است غافلیم و معصیتش می کنیم ! به فرموده ی امام خمینی (ره) عالم محضر خداست ، در محضر خدا معصیت نکنید .

تأملی بر چهل حدیث امام خمینی (ره) ــ حدیث 1 – مبارزه با نفس

 قسمت اول

     نفس میدان مبارزه ی نیروهای الهی و نیروهای شیطانی است . اگر در این مبارزه قوای رحمانی پیروز شوند انسان به سعادت می رسد و اگر شیطان پیروز شود به شقاوت و این انسان است که باید میدان این مبارزه را به نفع نیروهای رحمانی آماده کند .

     گام اول برای مبارزه با نفس ، تفکر است . انسان باید نسبت به اموری که درونش اتفاق میفتد آگاه باشد تا عیبهایش را بشناسد و نیز ضرورت رفع آنها را .

     گام بعدی عزم و اراده است . باید از خدا بخواهیم تا ما را صاحب اراده ای قوی گرداند تا در این مبارزه پیروز شویم . گناه از عواملیست که باعث ضعف اراده می گردد و یکی از گناهانی که اولیاء خدا شدیدا از آن نهی کرده اند به سبب همین تضعیف اراده ، گوش کردن به موسیقی های غنایی ( لهوی) است .

روشی را که اولیاء خدا پیش گرفتند برای اینکه همواره با نفس در حال مبارزه باشند عبارتست از مشارطه ، مراقبه و محاسبه .

     مُشارطه آنست که انسان در اول روز با خود ــ و البته با خدای خود ــ شرط کند که امروز مرتکب گناهی نشود و اگر اسیر وسوسه های شیطان مبنی بر سخت و بزرگ جلوه دادن انجام این شرط نشویم ، کاریست آسان چرا که تنها برای یک روز است و این از عهده ی هیچکس خارج نیست .

     مُراقبه آنست که در طول روز همواره مراقب آن باشی که از شرط خود غافل نشوی و محاسبه نیز آنست که در انتهای شب قبل از اینکه به خواب روی با خود خلوت کنی که آیا به شرط خود عمل کردی یا نه . اگر عمل کرده بودی خدای را بخاطر چنین توفیق شکر کن که هر چه هست از اوست و ما از خود هیچ نداریم و چنانچه در انجام شرط ناکام بودی استغفار کن و عزم بر آن کن که فردا به شرط خود عمل کنی . ان شاء الله به زودی این حالت برایت ملکه خواهد شد و هر روز برایت آسانتر .

 
 

میلاد نور مبارک باد

بسم الله الرحمن الرحیم

همزمان با سالروز ولادت سرور کائنات حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و سلاله ی پاکش امام جعفر صادق علیه السلام ، این وبلاگ آغاز به کار می کند . امیدوارم به برکت این دو بزرگوار مورد قبول حضرت حق واقع شود .

این عید بزرگ بر همه ی عاشقان مبارک باد .